![]() این وبلاگ توسط سعید صابر و عماد حاتم نژاد از دبیرستان و پیش دانشگاهی امام حسین (ع) شهرستان کاشمر ایجاد گردیده است.
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
وبسایت دبیرستان امام حسین (ع)
وحدت ملی انسجام اسلامی .:: گروه نرم افزاری تکدانه ::. ریاست جمهوری :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
اتحادملی و انسجام اسلامی
(The year of national unity and islamic adherence) شهادت امام سجاد
شهادت امام سجاد(ع) بر تمامی شیعیان تسلیت باد. |+| نوشته شده توسط سعید و عماد در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 ساعت 18:51
دههٔ فجر
دههٔ فجر يا ايام الله دهه فجر به فاصلهٔ ۱۲ تا ۲۲ بهمن ماه سال ۱۳۵۷ گفته میشود. ۱۲ بهمن روز ورود آیت الله خمینی بعد از تبعید چندین ساله بود و در آن روزها که هرج و مرج بر جامعهٔ ایران حاکم بود. ورود امام خمینی به ایران به تظاهرات مردم سرعت بیشتری بخشید. و باعث پيروزي كامل انقلاب اسلامي ايران با شعار نه شرقي نه غربي جمهوري اسلامي گرديد. شاپور بختیار که در زمان نخست وزیر ایران بود کاملاً کنترل کشور را از دست داده بود. اومام خميني از نظامیان در خواست کرد که به نیروهای انقلاب بپیوندند. در پی این فرمانها بود که نهادهای حکومت پهلوی از هم پاشید و در ۲۲ بهمن سال ۵۷ کنترل اوضاع عملا به دست امام خمینی و طرفدارانش افتاد. |+| نوشته شده توسط سعید و عماد در سه شنبه نهم بهمن 1386 ساعت 13:50
ندای رهبری
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم |+| نوشته شده توسط سعید و عماد در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 ساعت 22:9
17/01/1370 بسماللَّهالرّحمنالرّحيم |+| نوشته شده توسط سعید و عماد در یکشنبه شانزدهم دی 1386 ساعت 12:28
حداد عادل: از مجلس ششم صد سینه سخن دارم حداد عادل در گفتگویی مشروح با خبرگزاری فارس به بیان نقاط ضعف و قوت مجلس هفتم، مقایسه عملكرد مجلس ششم و هفتم، رابطه مجلس و دولت، اقدامات مجلس در مهار تورم و گرانی، غیبتها و بی نظمیهای نمایندگان، تركیب احتمالی مجلس هشتم و تشریح اقدامات جبهه متحد اصولگرایان پرداخت.
حداد عادل مهمترین نقطه قوت مجلس هفتم را دفاع از مبانی انقلاب اسلامی، اندیشههای امام راحل، التزام و اعتقاد حقیقی به قانون اساسی، دفاع از استقلال كشور، حمایت از منافع و مصالح ملی و تاكید بر حفظ عزت جمهوری اسلامی برشمرد و اظهار داشت: حوادث تلخ و زشتی كه گهگاه در مجالس قبلی روی میداد در این مجلس كمتر اتفاق افتاده است. وی افزود: در مجلس هفتم در عین حال كه نمایندگان از حقوق خودشان دفاع میكنند، در مواردی به دولت انتقاد و در مواردی هم از دولت طرفداری میكنند، اقلیت و اكثریت حرف خودشان را میزنند، اما حقوق همدیگر را رعایت میكنند و خوشبختانه بیحرمتی و كارهای دور از شان ملت در این مجلس اتفاق نیافتاده است. رئیس مجلس شورای اسلامی داشتن دغدغه خدمت به مردم و رفع مشكلات مردم را از دیگر نقاط مثبت مجلس هفتم خواند و گفت: بررسی فضای مجلس هفتم از آغاز تا به امروز نشان میدهد گفتمان حاكم بر مجلس هفتم، گفتمان خدمت به مردم بوده است و این درست همان قولی است كه اصولگرایان قبل از ورود به مجلس به مردم داده بودند. حداد عادل نقطه قوت دیگر مجلس هفتم را فضای جدی و در عین حال آرام مجلس عنوان كرد و اظهار داشت: در مجلس هفتم سعی كردیم متانت و ادب جدیدی را به نمایش بگذاریم و تلاشمان بر این بوده كه اخلاق سیاسی را در مجلس بهبود ببخشیم و تصور میكنم مجلس هفتم از این حیث موفق بوده است. وی انجام كارهای كارشناسی در مركز پژوهشهای مجلس و كمیسیونهای تخصصی مجلس را از دیگر نقاط قوت این مجلس عنوان كرد و با بیان اینكه این مركز سرمایه خوبی برای قوه قانونگذاری و كل كشور است،گفت: مركز پژوهشهای مجلس در این دوره بسیار فعالتر از دورههای قبل بوده و مجلس تلقی خوبی از بررسیهای مركز پژوهشهای مجلس دارد كه لازم میدانم در اینجا از دكتر احمد توكلی نیز تشكر كنم، ایشان حقاً با صرف وقت و مدیریت خودشان در افزایش كارآیی مركز پژوهشهای مجلس خیلی موثر بودند و امیدوارم بتوانند در آینده هم به این خدمت ادامه دهند. حداد عادل در پاسخ به سوالی مبنی بر اینكه اخیرا شایعاتی مطرح است مبنی بر اینكه احمد توكلی برای مجلس هشتم كاندیدا نخواهد شد، اظهار داشت: تصمیمگیری برای نامزدی مجلس هشتم حق خود ایشان است ولی اگر ایشان با من مشورت كنند من تاكید دارم كه داوطلب ورود به مجلس هشتم شوند تا بتوانند خدمتی كه در مجلس هفتم كردند در مجلس هشتم ادامه دهند. رئیس مجلس شورای اسلامی همچنین با اشاره به برخی ناكارآمدیهای مجلس هفتم، ریشه بسیاری از آنها را ضعفهای آییننامهای دانست و بیان داشت: وجود مشكلات آئین نامهای باعث شده در اداره مجلس ابهام و مشكل ایجاد شود و كارآمدی مجلس كاهش یابد كه به نظر میرسد برای افزایش كارآمدی، مجلس نیازمند اصلاحاتی در آئین نامه است. وی افزود: احساس من این است برای وظیفه نظارتی مجلس به اندازه قانونگذاری فكر نشده و لوازم نظارت در مجلس آماده نیست و تجربه 8 ساله بنده در مجلس این است كه ما باید یك تحولات ساختاری و تشكیلاتی گسترده و عمیقی در مجلس ایجاد كنیم كه كفه نظارتی را همسنگ كفه قانونگذاری كند. حداد عادل ادامه داد: البته این تنها ضعف مجلس نیست. ما 190 نماینده هستیم و كافی است كه ده درصد این نمایندگان در آن حدی نباشند كه ملت انتظار دارند این تعداد به ظاهر معدود میتواند خودش را نشان دهد و از جهات مختلفی منشاء ضعف باشد ولی در مجموع بدنه مجلس هفتم یك بدنه كارآمد، مردمگرا و معتقد به انقلاب است. وی به بخشی از تلخ و شیرینهای مجلس هفتم اشاره كرد و اظهار داشت: از نظر من مجلس هفتم یكسره شیرینی است چون مجلس كار و خدمت است. بعضی از حوادث نیز این شیرینی را در خودش متبلور كرده است. اظهار نظر رهبری در دیدار با نمایندگان در مورد مجلس هفتم یك خاطره شیرین است ایشان عبارتی فرمودند كه مضمونش این بود كه من از مجلس هفتم راضی هستم و این برای بنده بسیار شیرین بود. رئیس مجلس شورای اسلامی به تلخیهای مجلس هفتم هم اشاره كرد و گفت: به تعطیلی كشیدن مجلس به علت غیبت غیر موجه 10 یا 15 نماینده از تلخیهای مجلس است زیرا هرجا كه زبانم برای دفاع از مجلس نمیچرخد برایم بسیار سخت و تلخ است. وی در بخش دیگری از سخنان خود با ارزیابی عملكرد مجلس ششم و هفتم اظهار داشت: بنای بنده از ابتدای مجلس این بود كه پرونده مجلس ششم را بازخوانی نكنم، زیرا اصولا به مصلحت نمیدانم و مایل نیستم خاطرات آن دوره را در جایگاهی كه هستم به رخ بكشم. حداد عادل با بیان اینكه بنده از مجلس ششم صد سینه سخن دارم، گفت: آنچه برخودم در مجلس ششم گذشته یك كتاب مفصل است ولی مطالبی است كه شاید یادآوری آن بد نباشد و آن فضای التهاب و تنشی بود كه در مقایسه با آرامش و ثباتی كه در مجلس هفتم احساس میشود،در آن دوران بر مجلس و جامعه حاكم بود. رئیس مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: متاسفانه در مجلس ششم عدهای با مبانی سر ستیز داشتند و دائما به دنبال بهانهای برای ایجاد یك جنجال بودند ونوع تلاشهایی كه در مجلس ششم صورت میگرفت به گونهای بود كه هر كس صبح به مجلس میآمد نمیدانست كه امروز مجلس آبستن چه حادثهای است و از پشت صحنه مجلس چه خوابی برای مجلس و مردم دیدند و چه ماجرایی باید آغاز شود اما در مجلس هفتم چنین جریانی وجود ندارد و ملت پاسخ مجلس ششم را داد و تصور میكنم احتیاجی ندارد كه ما بیش از این، این پرونده را ورق بزنیم. وی افزود: اگر شخص آقای كروبی در مجلس نبود اوضاع بسیار بدتر میشد زیرا ایشان در اینكه وضع مجلس ششم بدتر نشود خیلی موثر بود. اما در مجلس هفتم چنین جریانی وجود ندارد ملت پاسخ مجلس ششم را داد و تصور میكنم احتیاجی ندارد كه ما بیش از این، این پرونده را ورق بزنیم. حداد عادل یكی از تلخ ترین دوران مجلس ششم را تحصن برخی از نمایندگان خواند و گفت: در مجلس ششم عدهای با بعضی گروهها و جریانهای سیاسی ضعیف كه در حاشیه بودند ارتباط و رفاقت داشتند و با انجام برخی اقدامات از جمله تحصن در واقع با دوران قبل از انقلاب شبیه سازی میكردند. وی افزود: آنها با رویاهای دوران قبل از انقلاب زندگی میكردند و تفاوت واقعی انقلاب اسلامی را با آن دوران درك نمیكردند و تصور میكردند كه اگر آن الگوها را دوباره در مجلس تكرار كنند، میتوانند نتیجه بگیرند. این بود كه رفتارهایی مانند تحصن را از صندوقچه خاطرات خود بیرون كشیدند ولی متوجه نبودند تاریخ اعتبار این كارها گذشته است. رئیس مجلس شورای اسلامی آنچه در دانشگاهها و در مجلس در ارتباط با دانشگاهها اتفاق افتاد را نمونه دیگری از شبیه سازی با دوران قبل از انقلاب خواند و اظهار داشت: عدهای از آن نمایندگان همان كسانی بودند كه قبل از ورود به مجلس در دانشگاهها با فعالیتهای دانشجویی مرتبط بودند زیرا قبل از انقلاب نیز دانشجویان در برابر حكومت شاه ایستادند و مردم هم با دانشجویان همدلی كردند آنها فكر میكردند اگر بعد از انقلاب نیز دانشجویان را در برابر نظام قرار دهند باز مردم با دانشجویان همراهی خواهند كرد و همان حال و هوای قبل از انقلاب تكرار میشود. وی ادامه داد: خود آقای خاتمی هم در سخنرانیها و در اظهار نظرهایی كه بعداً در دانشگاه و جاهای دیگر داشتند به این كارهای بی رویهای كه بنام دانشجو بدست بعضی عناصر افراطی در مجلس و در بعضی دانشگاهها در آن زمان صورت گرفت، انتقاد كردند.همه این اقدامات یك ریشه داشت و آن قرار دادن دانشجو در برابر نظام بود كه به هیچ وجه موفق نشدند و دشمنان نظام ناكام ماندند. حداد عادل در پاسخ به سوالی مبنی بر اینكه به نظر شما آیا مجلس هفتم توانست به عنوان یك مشاور امین و اتاق فكری كارآمد برای دولت نهم عمل كند؟ و با توجه به جهت گیریهای مشترك دولت و مجلس برخی این همسویی را تخطئه میكنند، مجلس تا چه اندازه توانسته است استقلال خود را حفظ كند؟ اظهار داشت: این روزها با نزدیك شدن به انتخابات مجلس هشتم در بعضی از مطبوعات اظهار نظرهای فراوانی را مشاهده میكنیم كه همه مدعی هستند مجلس هفتم در برابر دولت استقلال خود را حفظ نكرده و ضعیف بوده است، بعضی وقتها هم كلمات توهین آمیز و تحقیر آمیز بكار میبرند ولی بنده مطلقا به چنین چیزی اعتقاد ندارم و معتقدم مجلس در عین همراهی همكاری و پشتیبانی از دولت، استقلال خودش را هم حفظ كرده است. رئیس قوه مجریه بیان داشت: ما معتقدیم باید با دولت همكاری كنیم اما همكاری را در این نمیدانیم كه هر چه دولت انجام داد بر آن صحه بگذاریم وبه همین دلیل نیز زمانی كه دولت كابینه خود را به مجلس معرفی كرد، مجلس به 4 وزیر دولت رای نداد و این كار به معنای نصحیت یك ناصح مشفق به یك برادر بود. وی ادامه داد: در طول دو سال عمر دولت نهم در مواردی كه تشخیص دادیم درست بوده بر سر آن اصرار كردیم و خیلی وقتها هم نظر دولت را پسندیدیم و با آن همراهی كردیم این نشان میدهد روش مجلس هفتم روش منطقی بوده است. وی افزود: یك ضرب المثل میگوید«طبیب آونی كه به سرش آمده باشد» اینها به سرشان آمده چون این تجربه را دارند كه وقتی یك مجلس پرتشنج جنجالی درست كردند چطور ملت از آن مجلس منزجر شدند حالا میخواهند شبیه این وضعیت را در مجلس هفتم در ستیزه جویی مجلس و دولت ایجاد كنند و اسماش را هم گذاشتند استقلال مجلس. رئیس مجلس شورای اسلامی گفت: زنهار كه ما بخواهیم به نام استقلال به صورت دولت چنگ زنیم و كشور را بیثبات نشان دهیم و دل مردم را خالی كنیم و خارجیها را به هرج و مرج در كشور امیدواریم كنیم. وی در خصوص علت بی نظمی و غیبت 30 درصدی نمایندگان اظهار داشت: بیماری نمایندگان، همراهی نمایندگان با دولت در سفرهای استانی،پیگیری كارهای مربوط به حوزه انتخابیه و شركت درگردهماییها و هم اندیشیها را از علل غیبت نمایندگان در صحن علنی مجلس برشمرد و گفت: اعطای مرخصی به نمایندگان تابع ضابطهای خاص است و در این میان ممكن است 15 یا 20 نفر باشند كه ضابطه ما را رعایت نكنند و درست همین 10 - 15 نفر هستند كه گاهی سبب میشوند مجلس دچار مشكل شود ولی همه كسانی كه در صحن حضور ندارند در نرسیدن مجلس به نصاب مقصر و موثر نیستند بلكه این مشكل را یك تعداد كمی ایجاد میكنند. حداد عادل در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینكه زمزمههایی است كه احتمالا شما به صدا و سیما بروید آیا این موضوع صحت دارد؟ اظهار داشت: این موضوع صحت ندارد و رفتن من به صدا و سیما اگر هم مطرح شده باشد فقط شایعه است. رئیس مجلس شورای اسلامی در خصوص پیش بینی خود از تركیب آینده مجلس هشتم گفت: در اینباره نمیتوان پیش بینی قطعی كرد زیرا مردم خود باید تصمیم بگیرند و این قوت و افتخار نظام ما و دستاورد بزرگ انقلاب اسلامی ما است كه مردم باور دارند،آزادی وجود دارد و خودشان میتوانند تصمیم بگیرند. وی بیان داشت: سرنوشت مجلس هشتم را مردم تعیین میكنند منتهی با تجربهای كه دارم اكثریت مردم از سال 81 اكثریت یك گرایشی را در انواع انتخابات نشان دادند و آن تمایل به جانب اصولگرایان است بطوریكه این رای مردم در انتخابات شورای شهر دوم و انتخابات بعدی در كل كشور محسوس بود و رقبای سیاسی ما هیچ وقت دوست ندارند راجع به آن صحبت كنند لذا بنده دلیلی نمیبینم كه این روش ادامه پیدا نكند، امیدواریم كه اصولگرایان بتوانند باز هم فرصت برای خدمت داشته باشند و به كشور خدمت كنند. حداد عادل در پاسخ به سوالی مبنی بر اینكه اصولگرایان برای انتخابات مجلس هشتم جبهه متحد شكل دادند نظر شما در مورد این جریان چیست؟ و آیا ساز و كاری كه گروههای اصولگرا در انتخابات مجلس هشتم در نظر گرفتند جوابگو هست ؟ گفت: تدبیری كه برای ایجاد وحدت میان اصولگرایان در قالب جبهه متحد اصولگرایان تبلور یافته است تدبیر عاقلانهای بوده است گرچه ممكن است نقصهایی هم داشته باشد اما در حال حاضر همه اصولگرایان وظیفه دارند از این جبهه متحد اصولگرایان و تصمیمات آن پشتیبانی كنند. وی افزود:خوشبختانه این جبهه تاكنون هم جلوه خوبی از وحدت به نمایش گذاشته شده است و بعضی انتقادات و اظهار نظرهایی كه نسبت به این جبهه صورت میگیرد در آن حدی نیست كه به اصل این كار صدمهای برساند. رئیس مجلس شورای اسلامی تصریح كرد: دوستانی كه در این جبهه تصمیم گیر هستند باید ملاك را بر صلاحیت افراد بگذارند و اینطور نباشد كه تصور كنند مجلس هشتم یك غنیمتی است كه باید بین خودشان تقسیم كنند. البته من یقین دارم كه اینگونه فكر نمیكنند زیرا اشخاصی كه جزء این 11 نفر هستند این دید ملی را دارند و توصیه بنده هم به دوستان این است كه ضابطه گرا و صلاحیت گرا باشید و از این طریق چتر اصولگرایی را باز كنید. وی گفت: به نظر من باز كردن چتر اصولگرایان به این معنا نیست كه جریانات متعددی كه به اصولگرایان تعلق دارند همه در تصمیمگیری حضور داشته باشند بلكه تصمیمگیریها باید طوری باشد تا هر فردی صلاحیت داری در آن جا بررسی و قابل انتخاب شدن باشد كه اینطوری چتر باز میشود. حداد عادل اظهار داشت: به اعتقاد من وحدت شرط پیروزی اصولگرایان است و اگر خدای نكرده فردی یا تشكیلات و جریاناتی كاری بكنند كه این وحدت مخدوش شود و اصولگرایان صدمه ببیند طبعا مقصر خواهند بود و مردم هم آنها را نخواهند بخشید. وی ادامه داد: اگر ما وحدت داشته باشیم امید هست كه مردم باز هم به اصولگرایان رای بدهند البته رای دادن به اصولگرایان رای دادن به اصولگرایی است ممكن است مردم شخص حداد عادل را نپسندند و به كسی رای بدهند كه در اصولگرایی میتواند موفقتر باشد از این جهت نباید نگران بود زیرا در انتخابات فرد مطرح نیست بلكه یك نگاه و بینش مطرح است همانطوری كه رهبری شاخصههای اصولگرایی را بر شمردند سخن ایشان سخن دل ملت است هر جریاناتی كه بر آن شاخصهها منطبق باشد میتواند خدمت بكند. رئیس مجلس شورای اسلامی تاكید كرد: انتخابات یك گذرگاه بسیار خطیر و حساس در كشور ما است و ما باید همه تلاش خود را بكار ببندیم كه انتخابات آزادانه برگزار شود. مردم نیز مطمئن باشند كه رای شان موثر است و حضور پرشور و با شكوه داشته باشند و به عزت كشورشان در انزار مردم جهان بیفزایند و پایهها مردم سالاری دینی را در كشور تقویت كنند انشاء الله كه بزودی شاهد چنین انتخابات پر شور و با شكوهی باشیم. حداد عادل در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینكه یكی از انتظارات به حق مردم مهار تورم و گرانی است مجلس هفتم چه تلاشی در این باره اندیشید و چه اقداماتی انجام داد كه اگر صورت نمیپذیرفت وضع برتر از وضعیت فعلی بود؟ گفت: باید قبول بكنیم كه تورم و گرانی در جامعه وجود دارد و فشار زیادی بر دوش مردم كم در آمد وارد میشود ما هم در مجلس نگران هستیم و تلاش میكنیم كه به عنوان نمایندگان مردم از فشار گرانی بر دوش مردم كم بكنیم و در این خصوص نیز با دولت مذاكره میكنیم وی افزود: جایگاه مجلس وضع قوانین كلی، اصول و مبانی در اقتصاد كشور است و خیلی از گرانیها ناشی از اتفاقات موردی و موضعی در جامعه است كه بیشتر در حیطه تصمیم گیری دولت و وزرا است نه درحیطه تصمیمگیری مجلس البته عرض من این نیست كه بخواهم توپ را در زمین دولت بیندازم و دولت را متهم كنم بلكه اصولا بسیاری از تغییر قیمتها ناشی از اموری است كه نیازی به وضع قانون در مجلس ندارد. رئیس مجلس شورای اسلامی گفت: در واقع مجلس بیشتر زیر ساختهای اقتصادی را باید تثبیت كند كه تاثیر دراز مدت داشته باشد از كارهایی كه مجلس برای جلوگیری از تورم به این اعتبار انجام داده است اصرار بر سر مهار نقدینگی خصوصا در قانون بودجه بود و این مطالبی است كه در آغاز كار نهم محل اختلاف دولت و مجلس بوده است. وی بیان داشت: دولت در آغاز كار خود با یك عطش و اشتهای قابل تحسینی میخواست به سرعت كارهای عمرانی را شروع كند، مجلس نیز ضمن احترام به نیت دولت معتقد بود اگر امكانی جذب این بودجه وجود نداشته باشد منجر به افزایش نقدینگی شده و تورم ایجاد میكند ولی دولت در بودجه 85 خیلی با نظر مجلس همراه نبود ولی در بودجه 86 تاكید داشت كه ما بودجه را انضباطی بستیم این روزها هم رئیس كل بانك مركزی و رئیس جمهور محترم همان حرفی را میزنند كه مجلس آن موقع بر آن اصرار داشت. اینها جهت گیریهای اصولی مجلس برای جلوگیری از تورم بصورت مبنایی بود. حداد عادل اظهار داشت: در عین حال مجلس برای كاهش فشار گرانی و فشار معیشت روی دوش مردم بیكار ننشسته و برای كمك به قشرهای كم در آمد اقدامت خوبی انجام داده است كه از جمله آنها میتوان به افزایش حقوق بازنشتگان و كارمندان طبق لایحه مدیریت خدمات كشوری وتثبیت قیمتها اشاره كرد. حداد عادل با بیان اینكه مسئله تورم در عین حال كه یك واقعیت است یك بحث سیاسی و انتخاباتی هم است، گفت: مسئله تورم مربوط به سالهای دوران اصولگرایان نیست زیرا در سالهایی بیش از 40 درصد تورم در جامعه بوده است. بعضی از اشخاص كه امروز برای تورم 19 درصدی گریبان چاك میكنند، آن سالهایی كه تورم 40 درصد بوده چكار كردند. |+| نوشته شده توسط سعید و عماد در شنبه پانزدهم دی 1386 ساعت 19:18
نتايج كل دی ماه۸۶:
ــ آنچه كه تا بحال نتيجه گرفته شده است، اين است كه مردم خسته از اطلاعات هستند و از زندگى كه در آن قرار گرفتهاند خسته و حتى ناتوان و نااميد هستند. علتِ اين خستگى و ناتوانى و ... اين است كه مردم كار مىكنند و زحمت مىكشند ولى هيچ نتيجهاى براى يك هدف ندارند. اكثريت مردم در سطح بينالملل به نوعى گرفتارِ همان حالت هستند. در غرب مردم بطور كامل از سياستها فاصله گرفتند و هيچ اطمينانى به سياستها ندارند و سياستها را فريبكار، دروغگو، فرصتطلب، دزد ... كه فقط بدنبال قدرت و پول و رفاه خود هستند، ميدانند. اما همان مردمِ غرب مىگويند: «چارهاى نداريم بالاخره يكى بايد باشد ...» مردمِ غرب نمىتوانند در مغز خود قرار دهند كه حركتِ جديد و نجات آنان چه مىتواند باشد و فرضِ اين حركتِ جديد را در مغز خود ندارند. و با تجربياتى كه در طول تاريخ، مخصوصاً در اين قرنِ آخر بدست آوردند، چه از نظرِ ايدئولوژىها و چه از نظرِ دينها و اقتصاد ... ديگر مىترسند در موضوعِ جديد قرار گيرند. و دليلى كه دارند اين كه « حداقل با همين شرايط و با تمام سختى مىتوانيم اين زندگى محدود خود را حفظ كنيم». در نتيجه مردم تنها هدفى كه دنبال مىكنند، بدست آوردن پول براى حفظِ حدودِ زندگى است.همين محدوديتهاى فكرى باعث مىشود كه گروهى فرصتطلب مردم را در يك حدود نگهدارند و با حاكميتِ روى اين محدوديتها و ايجاد ترس و تنها كردنِ آدمها با تسلطِ اقتصادى مردم را تاراج كنند. امروزه اين تاراج فاصلهى فقر و ثروت بوجود آورده است و همه مىدانند كه اين فاصله خطر نابودى بشرِ امروز است.
ــ همه ايدئولوژيها نتايجى در طول تاريخ براى مردم نداشته است. دنياى كمونيست بدون نتيجه فرو ريخت چون ريشهى انسانيت با حق و عدالت نبوده است. تمام سيستمها با ايدئولوژيها در دنياى امروز فروريخته است چون مردم در اين سيستمها وسيلهى كار بودهاند نه هدف. در نتيجهى اين آشفتگى روانى، بدون ضوابط اخلاقى و با تنگنظريها و اتهام زدنها بطور نانجيبانه با تجربياتِ تلخِ تاريخ اين است: صداقت و صراحتِ اخلاقى، شخصيتِ مغلوب و روانِ شكست خوردهى آدمها را تنها با اهتزازِ علمِ حق و عدالت پيروز خواهد ساخت. علمِ حق و عدالت نتيجهى طولِ تاريخِ بشريت و ثمرهى زمان است. راه همين است كه هديهى خدا براى آدم است.
روانشناسى سياسى با افكار پوسيده و فسيلى كه عكسالعملهاى آنان كاملاً مشهود و در افكار مردمى مردود است. اين سياستها در سه روش خويشتن را حفظ مىكنند و تمام اطلاعاتى كه در وبسايتها و موضوعات پيرامون آن «چه بايد كرد» دامى است تا مردمفريبى كنند و اين ريشه در قدرتپرستى دارد كه زمان اين حركات پايان خود را گرفته است. و اگر مردمى به اين گروهكهاى سياسى توجه و يا تماس دارند، هدف سودجوئى و بازى است. زمان اين فريبها و بازىها و كذابىها تمام شد. رسانههاى گروهى نيز بيشتر در اين زمينه فعاليت دارند و در زمانيكه موفقيت باشد دو سمت دارند: يا با دوستى و دزدى اطلاعات گرفته و با نظرات خود انتشار مىدهند و يا با تحريك و دشمنى موفقيتها را به ميلِ خود تنظيم و نظرات مردمى را با دروغپراكنى و ... جذب مىنمايند. و اين فاجعهها نسبت به حق و حقيقت و عدالت بوسيلهى فريبكاران و كذابان، تاريخِ طولانى دارد و تا به امروز نيز اين گمراهانِ انديشه با اعمال باطل و نادانى خود، موفقيتهاى ظاهرى داشته و همين ظواهر شرايط نابسامانى دنياى كنون را در جمع به بار گرفته است ...
ــ شرايط رسانههاى گروهى چه در خارج و چه در داخل ايران در گرداب و سرگيجى بسر مىبرند. و بدون ديدِ نور آينده از شرايط حال به گذشته تكيه مىدهند و به اين طريق خود و ديگران را به بازى مىگيرند. بعلت امكاناتى كه رسانههاى گروهى در اختيار دارند از اين امكانات در پوستهى خودبينى و خودكامگى يكديگر را پوك و خفه مىكنند و اطلاعاتى كه به مردم داده مىشود براى حفظ اين قدرتِ امكانات هست.
ــ كاملاً مشخص است كه يك برنامهى گسترده پيش روى دنيا قرار خواهد گرفت كه هم موضوعات دينى و هم فرهنگى و هم اجتماعى و هم اقتصادى و برابرى و آزادى و مساوات بدنبال آن است. و مشخص اينكه از دين هيچگونه عقبنشينى وجود ندارد و براى غربىها نيز دين يك مشكل بزرگ است كه سياست و اطلاعات مخفى و سازمانهاى اقتصادى نمىتوانند نتيجهاى براى سوءاستفاده از آن بگيرند و روى آن تسلط داشته باشند و معلوم داشته شد كه زين پس دانش با خدمتگذارى، جاى سياست را خواهد گرفت.
ــ دنيا در يك حالت رخوت و سستى و بىهدفى و بىمسئوليتى و بدون وحدت فرونشسته است و همه انسانهاى غرب اعتراف به اين دارند كه تنها شدهاند و يكديگر را نمىفهمند و بطور كل اخلاق فرو ريخته است. در غرب مداركى بدست آمده است كه اعتراف نمودند دين بصورت پنهان به آشكار درآمده است و اين دست انتقام خدا است براى آنانى كه دنيا را با عقل و دانش بىخدا نمودند. و امروزه دانشمندان و ... اعتراف بر اين دارند كه عقل زير دين است و خدا رجعت نموده است. و با دست فرهنگها را خواهد گرفت و حاكميت دين و دانش را برقرار خواهد نمود ... همه فكر مىكردند در پس از دورانِ اكتشاف، ديگر دين بطور كل از بين خواهد رفت ولى امروز اعتراف دارند كه اكتشاف جديد بوجود آمده است كه دست خدا در آن وارد است. اما دينى كه امروزه در حال رشد است با دينى كه كليساها و مساجد ... تبليغ مىكنند رابطه ندارد. دينى است كه حركت جديد در همه افراد بوجود آورده است كه هيچ رابطهاى با گذشته ندارد. اعتراف ديگر اينكه طبيعت حركت ديگرى را آغاز نموده است كه با تمام پيشبينىهاى لازم انسان نمىتواند جلوى حركت طبيعت را بگيرد و اين نشانِ ديگرِ انتقام خدا است. و سياستها و ايدئولوژى آنها در برابر حركت جديد دينى و حركت طبيعت ارزشى براى مردم ندارد اما از اين حركتها سوءاستفاده مىكنند ولى مردم حركت سياستها را به مسخرگى مىگيرند.
ــ آخرين اطلاعاتى كه بدست آورده شد اين است كه بطور كل دنيا قدرت سياسى را از دست داده است. و سيستمهاى اقتصادى حاكميت بر سرنوشت بشر پيدا نمودهاند. در غرب مردم بصورت ترس و انتظار زندگى دارند. و اعتراف بر اين دارند كه نميدانند كه آينده براى مردم چه پيشامد خواهد داشت. طبيعت هر لحظه قيام ميكند و به ما بزبان خود ميگويد كه تغييرات بزرگ در پيش است. مردم در نارضايتى بسر مىبرند چه آنان كه دارند ولى مصرفى براى دارائى خود ندارند. فقط حرص بيشترخواهى دارند و چه آنان كه ندارند و انتظار عدالت را دارند. و بطور كل در غرب همه نظرات اين است كه ديگر آدمها نمىتوانند به اين طريق و به اين روشهاى موجود اطمينان داشته باشند چون روشهاى موجود چه از نظر سياسى و چه از نظر اقتصادى از حق دور شدهاند. و شرايط اجتماعات با زور حفظ ميشود. و فاصلهى اجتماعات و فاصلهى مردم و فاصلهى هر فرد با فرد اندازههاى معينى ندارد. اخلاق و وجدان و حس وظيفه و مسئوليت در همه انسانها در ناهماهنگى قرار دارد. دوستيها فقط جنبهى سوءاستفاده دارد و در اصل آدمها دوستى ندارند و در خانوادهها نيز فاصلهها بسيار شده است. و بسيار از فرزندان در جدائى پدر و مادر زندگى دارند. جوانان هيچ سمتى ندارند. و تنها در دود و مشروب و كلوبهاى شبانه وقتگذرانى مىكنند و هيچ حرمتى براى خود قائل نيستند. و هر لحظه در لحظهى ديگر قرار مىگيرند و از لحظهى بعد فقط براى كشتن وقت استفاده مىكنند. موضوعاتِ ارتباطات بدنى نيز براى جوانان خسته كننده شده است و بسيارى از جوانان با پناه بردن به افيون حالت تخيلات خود را در بيخبرى خود طى ميكنند. در غرب مىگويند بالاخره چه خواهد شد؟؟ و همه اعتراف دارند تاريخ آدم به پايان رسيده است و زمان نيز كاملاً برگشت خورده است يعنى پايان خود را نشان ميدهد. دنيا با تغييرات بزرگ ديگر نمىتواند بر پايهى گذشتهها ادامهى راه دهد. چه پيش خواهد آمد؟ آيا ما در دادگاه خدا قرار گرفتهايم؟ حتماً همينطور هست. فقط آنچنان محدود شدهايم و آنچنان به گرد خود مىگرديم كه در سرگيجه از كل بىخبريم. مردم غرب ديگر به كليساها و كشيشها و يا ساير آخوندهاى دينها بعلت فسادها و يا فريبها اعتمادى ندارند. مردم ميگويند يك نيروئى است كه حاكميت بر كل دارد و آنچه كه از گذشته ما ميدانيم مىتوانيم بگوئيم اين نيرو همان خدا است. فقط ما آدمها با آن كلمه زندگى داشتيم ولى از قدرت اين نيرو بيخبر بوديم. حال مىبينيم اين قدرت چگونه با لطافت و ظرافت ما را به قيام رسانده است.
همه در حال اعتراضند هركس به نوعى. همه اسرارى كه هميشه پنهان مىنمودند از خصوصيت خود آشكار مىكنند و همه با اعتراف به اينكه آدم به خود شناسا نيست و همين لحظهى هرج و مرج است كه در يك لحظه همه آدمها در خود بيدار مىشوند و ما فكر مىكنيم آنروز همه به نيكيها و خوبيها ميرسند. چون از گذشته براى ما اين مانده است كه خداوند، بزرگ و بخشنده و مهربان است. و عشق خدا بيكران است. و خدا بزرگترين دوستِ آدم است. آيا ما به اين دوستى خالقِ خود شناسا خواهيم شد و به آن نيايش خواهيم نمود؟ راهى جز اين نيست. .... حال چه در پيش رو داريم؟ تنها نظرى كه مىتوانيم داشته باشيم وحدتِ جهانى كه امنيت و صلح و اطمينان با علم و دانش و خدمتگذارى براى درك و مفهوم زندگى است. شرايط اين دنيا لحظهى اين وحدت را به ما نشان ميدهد. تكنولوژى اين پيوند را به ما داده است و ديگر ما زيرِ رنگها بصورت قبيلهاى نمىتوانيم زندگانى داشته باشيم. بايد عدالتِ همگانى در سراسر اين زمين بصورت يكسان به اجرا درآيد. پيروزى، وحدت جهانى است.
ــ تمام سراسر دنيا طبيعت قيام و بيدارى خود را اعلان مىكند. و رسانههاى گروهى بدون تفسير بعلت افزونى حركت طبيعت با مختصر شرح، اين انقلابِ طبيعت را اعلان مىكنند. در يكجا در يك لحظه آب همه جا را فرا گرفت كه هيچ فرصتى براى نجات آدمى نبود و نظاير آن.
ــ در سويهى اطلاع از شرايط دنيا بطور كل اخبارى كه پخش مىگردد حركتِ سيل و آبها، فورانِ كوهها (آتشفشان و بهمنهاى گِل و سنگ)، آتش گرفتن جنگلها بخاطر گرماى شديد. در مجارستان در عرض يك هفته بعلت شدت گرما ۵۰۰ نفر جان سپردند، در يونان و ايتاليا و كشورهاى اروپاى شرقى (رومانى و بلغارستان) گرماى شديد و آتشها كه مردم را بيقرار و تلفاتى نيز داشته است و خانهها از بين رفته است. در يونان درختهاى زيتون كه يك منبع اقتصادى است سوخته شده است. در انگليس دومين سيلِ بزرگ در عرض چند هفته و كنون دوباره شدت باران ادامه پيدا مىكند. در امريكا نيز وضع چنين است. و ....... نتيجهاى كه مىتوان از تاريخ آدم گرفت اينكه زمانى آدمها متوجه مىشوند كه هر فرد خود در ميدانِ خطر قرار گيرد و تا آن لحظه در برابر همه حركتها بىتفاوت مىمانَد. حال سؤال اين است: چگونه مىتوان به ما آدمها فهماند كه از هر سياستِ باطل و باطلتر، اقتصادِ بيرحمِ دنيا كه همه چيز را به تاراج بردهاند و ... دورى كرد و زير پرچمِ حق و عدالت هم محيط زيست و هم آدمهايى كه حق دارند را حفظ نمود؟ در اين لحظات تنها كسانى كه بيدار هستند سياستهاى شيطانى و حفظكنندگانِ آنان يعنى اقتصاد، ادارات، ارتش و پليس و قوانينى كه فقط رابطهها را براى حفظ سياستها اجراء مىكند. و مردمى كه در راه حق هستند نيمه بيدارند. تكليف ما اين است كه اين مردمِ حق، بيدار شوند. و اين نيروى بزرگ، نيروى باطل را با تمام امكانات منهدم خواهد كرد. و ما نبايد به كلمات فريبنده و صورتهاى شيطانى كه هر لحظه خود را با صورت ديگر نشان مىدهند و يا عبادت مىكنند مثل آخوندها كه منافع آنها حفظ شود و يا چاپلوسى مىكنند تا با فريب به قدرت باطل برسند و ..... هيچگونهاى اجازهى نفوذ بدهيم.
ــ از اعترافاتِ شواهد از جنايتكارانِ سازماندهى شدهى هيتلريسمِ نازيسم با اقرارهاى بزرگ به انتشارِ تلويزيون آلمان درآمد. كه از بسيار اعترافاتى كه در اين زمينه پخش شده است، قويتر و با قدرتى كه سيستمِ هيتلريسمِ نازيسم را با جناياتى كه انجام دادهاند، نشان دادند.
ــ مرتباً در تلويزيون غرب فيلمهائى با موضوعات آسمان و زمين (جنگ خوب و بد) مطرح مىگردد كه همه نشاندهندهى پايانى مىباشد. و نيز از آتشسوزيها، حركتِ آبها، بادها و توفانها و زلزلهها پشت سر هم حركت دارند. در يك كتاب سرخپوستى نوشته شده است:آدم قسمتى از بدنِ زمين است و اين بدن را در حالِ از بين بردنِ آن مىباشد و آدم خاصيتهاى اصلِ انسانى خود را ديگر ندارد و تلويزيون براى آدم اصل قرار گرفته است ... در هر صورت دنياى شيطانها با تمامِ انحرافات و گمراهىها هدف در اين دارد كه آدمها را از راهِ خدا دور كند. حال به هر وسيلهاى كه شده و با هر امكانى كه انسانها با تلاش بدست آوردهاند، ويروسوار امكاناتِ اين تلاش را به انحرافات مىكشانَد و اين آزمايش ما آدمها است تا راهِ خدا را طى نمائيم. در اصل آنچه كه در كتابهاى دينى معلوم نموده است، آدم دو سمت دارد: سمتِ نورِ روشنايى و سمتِ تاريكى و همين سمتِ تاريكى است كه شيطان نام دارد. وظيفهى ما، بيدار نمودنِ انسانها و نشان دادنِ راهِ حق و عدالت است.
ــ بعلت اينكه هم در ايران و هم در غرب، ايران در ميان موضوعات دنيا قرار دارد و اشاراتى كه رسانههاى گروهى در غرب مىنمايند، وضعيتِ ايران را بسيار حساس مىبينند و اشاره مىكنند: ايرانيان داخل و خارج بدون رهبر هستند ... البته در كتابهائى كه اخيراً در مورد رمزِ كتابهاى آسمانى (تورات و قرآن و اشاراتى از كلماتى از عيسى رسول الله) كشف نمودند كه رمزها نشاندهندهى اين است كه دنيا در آخرِ زمان قرار گرفته است و از خاورميانه (ايران، اسرائيل، ... عربستان) كه مراكزِ دينِ يك واحدى هستند، حركت پايانى آغاز مىگردد. و اكنون كه خاورميانه در التهاب قرار گرفته، همين التهاب به تمام دنيا رسيده است و انفجار بزرگى را آدمها در پيش دارند.
ــ آدمهاى امروز بىحس شدهاند. نورِ وجودِ خود را فراموش نموده و به نورِ مصنوعى و اعتقاد به تلويزيون، آنها را سست كرده است. و اين بىحسى و حركتى كه طبيعت با تمام قدرت براى آگاهى آدم به حركت درآمده، آدمها با همان حالتِ بىحسى وقتيكه به زندگى آنها مىخورَد يكباره فرياد مىكشند و بيدار مىشوند و به هر سمت ميدوند تا نجات پيدا كنند. آتشى كه يونان را فرا گرفته در تمام تاريخ نظيرِ آن ديده نشده است و حالتِ مردم بطور كامل نشان ميدهد كه چگونه در حالتِ آخرِ زمان قرار گرفتهاند.
در پسِ جنگِ قبايلِ اقوام دنيا در جنگِ دو قطبِ قدرتِ شيطانى قرار گرفت: قدرتِ سياستهاى شيطانى با بزكِ ايدئولوژىها و ديگر قدرتِ سياستهاى مذاهبُالشيطان با ايجادِ احاديثِ واهى كه دينِ دوم قرار گرفت. در غرب قدرتِ باطلِ سياستهاى مذاهبُالشيطان را از دخالتهاى تصميم بر روى مردم كنار گذاشته شد و آخوندهاى مذاهبُالشيطان فقط با مراسمها و نمايشاتِ فريب و كذابى تأثيراتِ خود را براى حفظِ قدرتِ باطلِ شيطانى خود تاكنون حفظ نمودند. و اما سياستهاى باطلِ شيطانى درحاليكه با خيال راحت در رقابتِ تقسيمِ قدرت شيطانى حاكميتِ خود را حفظ مىنمايند، يك ويروسِ شيطانى حاكميت بر سياستهاى دنيا پيدا كرد و پيكرهى دنيا را در عدم تعادل و جنگِ تنگاهى و روانى قرار داد. با فروپاشى پالانىها، سياستِ شيطانى آخوندهاى ايران دنيا را در لبهى جنگهاى جديد قرار داد و از آخرين پيام دينى (اسلام) اين نام وسيلهى كار و تجارتِ آخوندهاى شيطانِ ايران شد و در مناطقِ مختلفه نطفهى حرامزادگى آنان پخش گرديد. مردم دنيا كنون اطلاعاتِ كافى دارند ولى دانايى در آن اطلاعات ندارند. و به همين علت از طولِ تاريخ تا كنون زيرِ فريب و كذابى سياستهاى شيطانى و سياستِ آخوندهاى مذاهبُالشيطان و زيرِ آنان دست و پا مىزنند. آخوندهاى شيطانِ ايران كنون در ترس و اضطراب و پريشانى و بعلتِ خيانتها و جنايتها براى جلوگيرى از فروپاشى، دستِ نياز به هر وسيلهى فاسد دراز مىكنند تا بتوانند آخرين حفظ را در اين قدرتِ شيطانى دوام بخشند. منبع www.nazaratemardomi.com |+| نوشته شده توسط سعید و عماد در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 ساعت 14:3
توصيههاي تاريخي رهبر انقلاب به شوراي تگهبان
دايره محرز را خيلى تنگ نگيريد؛ گاهى مثلاً يك نفر در فضايى قرار مىگيرد و حرفى مىزند كه ممكن است حرف درستى نباشد؛ اما حاكى از عدم التزام آن شخص به دين يا به جمهورى اسلامى نيست... مراقب باشيد حقّ كسى ضايع نشود؛ چون ردّ صلاحيت چيز كوچكى نيست؛ «جرح»، مسأله خيلى مهمى است. اينطور نيست كه بگوييم ما اينطور فهميديم؛ نه، بايد جوانبش كاملاً ديده و رعايت شود. در حالي که از ابتداي اين هفته هيأتهاي نظارت کار رسيدگي به شکايات نامزدهاي نامنويسي کرده و بررسي صلاحيت کليه نامزدها را آغاز کردهاند، «سخن روز» به بازانتشار متن کامل توصيههاي مهم و تاريخي رهبر انقلاب به اعضاي شوراي نگهبان ميپردازد |+| نوشته شده توسط سعید و عماد در شنبه چهاردهم مهر 1386 ساعت 20:44
سخنان رهبر
سخنان گهر بار رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای ملت ما بايد هشيار باشد. تلاش براى سازندگى كشور و عمدهتر و مهمتر از آن، تلاش براى اتحاد كلمه و يكپارچگى ملى و اتحاد امت اسلامى ادامه يابد. عاقلانه، هوشيارانه، خردمندانه و مدبرانه بايستى اين اتحاد را حفظ كرد و روزبروز تقويت كرد. من به همين جهت به مسألهى اتحاد كلمهى ملتمان اهميت مىدهم. و به نظر من امسال، سالِ «اتحاد ملى و انسجام اسلامى» است؛ يعنى در درون ملت ما اتحاد كلمهى همهى آحاد ملت و قوميتهاى گوناگون و مذاهب گوناگون و اصناف گوناگون ملى؛ و در سطح بينالمللى، انسجام ميان همهى مسلمانان و روابط برادرانهى ميان آحاد امت اسلامى از مذاهب گوناگون و وحدت كلمهى آنها . اتحاد و همبستگى مسلمانان، ثروتهاى مادى و معنوىم( پ 5)اين واجب بزرگ كه ذكر خدا و انابه و استغفار در آن، با برائت و بيزارى از مشركين و نمايش عظمت و وحدت مسلمين توأم و همراه است، امسال در شرايطى انجام مىگيرد كه معالاسف بخشى از سرزمينهاى اسلامى عربستان و عراق، به حضور و تصرف ايادى شرك و كفر و استكبار آلوده شده و با سوءتدبير و خباثت بعضى از حكام ممالك اسلامى، اختلافات تازه و برادركشيهاى بىسابقهيى در ميان مسلمين پديد آمده است. اين چيزى است كه قلب هر مسلمان غيور و معتقد به عزت اسلام و وحدت مسلمين را جريحهدار مىسازد، و حج بايد بر دلهاى خسته و مجروح مسلمين مرهم نهاده و راه رشد و صلاح را - كه همانا اتحاد و همبستگى ملتهاى مسلمان و عزم راسخ آنان بر مقابله و مبارزه با اردوگاه استكبار و جهانخواران و غارتگران ثروتهاى مادى و معنوى مسلمين است - به آنان نشان دهداتحاد ملى، يعنى يكپارچگى ملت ايران. انسجام اسلامى، يعنى ملتهاى مسلمان با هم همراه باشند. ملت ايران رابطهى خود را با ملتهاى اسلامى محكمتر كند. ما اگر بخواهيم اتحاد ملى و انسجام اسلامى تحقق پيدا كند، بايد بر اصولى كه بين ما مشترك است، تكيه كنيم. نبايد خودمان را سرگرم فروعى بكنيم كه مورد اختلاف است اتحاد، رمز سعادت و مايهى سربلندى مسلمين است( پ 10) داخل ايران هم مواردى وجود دارد؛ چون مىبينند در ايران برادران مسلمان شيعه و سنى، در يك صف واحد، در زير يك پرچم واحد، با يك شعار واحد، در يك جبههى واحد، در كنار هم و با هم هستند. در جنگ تحميلى هشت ساله، از كسانى كه مىخواستند بروند از تماميت ارضى و مرزهاى اسلام در اين كشور دفاع كنند، كسى نپرسيد شما از كدام طايفه، كدام فرقه، كدام مذهب، كدام لهجه و كدام زبان هستيد؟ همه رفتند؛ از همه جا رفتند. در ايران، خونها درهم آميخته شد و انقلاب به معناى حقيقى كلمه، يك اتحاد و يك الفت ميان فرق و لهجهها و طوايف مختلف به وجود آورد. استكبار، نمىتواند اين را ببيند. براى هر فرقهاى، بهانهيى درست مىكنند. سادهترين و فريب بخورترين افراد را در هر فرقهاى پيدا مىكنند و چيزى در دهانش مىگذارند، تا برود آنچه را كه او مىخواهد، برايشان تكرار كند! همه بايد مراقب باشند. هر كسى كه امروز به اين هدف استكبار كمك كند - يعنى ملت ايران را از ملتها و كشورهاى ديگر جدا كند - در نزد خداى متعال، حكم همان دشمنان اسلام و مسلمين را دارد كه با اسلام جنگيدند؛ چه امروز و چه در زمان پيامبر. «كان حقيقا على الله ان يدخله مدخله»(56) هر كس كه امروز به هدفهاى استكبار در قبال ايران اسلامى كمك كند، مثل همان كسى است كه در زمان ظهور و نزول اسلام، با آيات الهى جنگيد. (پ 12) اين هفتهى وحدت، اين هفتهى مشترك الاحترام بين مسلمين را قدر بدانيد. همه سعى كنند وحدت و اتحاد نيروها و در يك جبهه قرار گرفتن نيروهاى مسلمين را - كه رمز سعادت و مايهى سربلندى مسلمين و بزرگترين حربهى ملتها در مقابل استكبار جهانى است - مغتنم بشمارند و قدر بدانند. اتحاد جزو عناصر اصلى و شرط موفقيت ملت ايران است( پ 30) عنصر دوم، وحدت و اتحاد ملت بوده است. من به شما عرض مىكنم كه عزيزان من! ملت ايران به بركت وحدت كلمه، هم در جنگ، هم در بسيج نيروها براى ميدانهاى دفاع مقدس، هم در همهى ميدانهاى گوناگونى كه براى اين ملت مطرح بود و هم در خود انقلاب، پيروز شد. اگر وحدت كلمه نبود؛ اگر ملت ايران دچار اختلافات و دودستگيها و شكافها و شقاقها مىشد - كه دشمن مىخواست اين كار را بكند، ولى بحمدالله موفق نشد - ناموفق مىماند. اين وحدت را بايد حفظ كنيد.(پ 36) بحمدالله اين بخش دوم هم - يعنى اتحاد و همدلى ميان مردم و مسؤولان - از اول انقلاب بوده است؛ بخصوص از آن وقتى كه عناصر بيگانهطلب و بيگانهپرست، شر خودشان را از اين انقلاب كم كردند و رفتند و نيروهاى مؤمن و نيروهاى خط امام، زمينهى حضور بيشترى پيدا كردند. از سال 1360 به اين طرف، هميشه همينطور بوده است. مردم با مسؤولان مهربانند، به مسؤولان علاقهمندند؛ مسؤولان هم خود را خدمتگزار مردم مىدانند. امروز هم همينطور است، در دولت قبل هم همينگونه بود، اين دولت هم همينطور است. اين اتحاد را قدر بدانيد. وحدت كلمه جزو عناصر اصلى براى انسجامى است كه آن انسجام، شرط اصلى موفقيت ملت ايران است. وحدت، يعنى همدلى و اتحاد بر اصول ( پ 7)ركن دوم هم توحيد كلمه است. ملتهاى مسلمان بايد با هم متحد شوند. امروز يكى از بزرگترين مصائب دنياى اسلام اين است كه دشمنان اسلام كارى كردهاند كه آنچه بايد وسيلهى اتحاد مسلمين شود - يعنى وجود دشمن، وجود صهيونيستهاى غاصب - وسيلهى اختلاف آنها شده است! كارى كردهاند كه بعضى از دولتهاى مسلمان، اين را وسيلهاى براى قرار گرفتن در مقابل برادران خود بكنند و حقيقتا اختلاف به وجود آيد؛ در حالى كه بودن چنين دشمنى در قلب كشورهاى اسلامى، بايد مسلمانان را به هم نزديك كند؛ جبههى واحد تشكيل دهد و يد واحد به وجود آورد. اين گناه هم به دخالت و دستاندازيهاى استكبار برمىگردد. اگر حمايتهاى استكبار و در رأس آنها امريكا از اشغالگران فلسطين و تروريستهاى بينالمللى، كه در قلب كشورهاى اسلامى متمركز شدهاند - يعنى همين حاكمان فعلى دولت جعلى اسرائيل - نبود، قدرت ماندن نداشتند. الان هم همينطور است. (پ 13)دشمن وسوسه مىكند. از اول انقلاب هم مىكرده است؛ مخصوص امروز هم نيست. از اول انقلاب، شايعه ساختند، حرف درست كردند و پىدرپى دم از اختلافات زدند. امروز هم مثل اوقات ديگر است. هميشه هم ارادهى ملت و ارادهى مسؤولان دلسوز و علاقهمند و دلباختگان به اسلام و به عبوديت خدا، بر همهى اينها فائق شده است. امروز هم به فضل الهى فائق خواهد شد. دنياى اسلام بايد به سمت چنين وحدتى حركت كند. وحدت، يعنى همدلى و اتحاد بر اصول.شما برادران پاكستانى و همهى برادران و خواهران مسلمان در سراسر عالم بايد بدانيد كه راز عظمت مسلمانان، پيوند و اتحاد آنان با يكديگر است، و خيانتى كه استعمار به اسلام كرد، اين بود كه به يكپارچگى و وحدت مسلمانها ضربه زد. استعمار و حكام فاسد در دوران جديد و قديم، مسلمانها را تكهتكه و خانهها را از هم جدا و دلها را با هم نامهربان كردند؛ لذا رسالت و پيام و وظيفهى الهى ما اين است كه در مقابل آنچه استعمار انجام داد، حركت كنيم؛ يعنى دلهاى مسلمين را در سطح جهان به هم نزديك كنيم و آنها را زير پرچم توحيد و اسلام گرد آوريم . اتحاد و وحدت، عامل عزت مسلمین است( پ 12)كسانى كه شعار اتحاد و وحدت و برادرى مسلمين را مىدهند، اينها دشمن مسلمانان نيستند؛ دوست مسلمانانند، خير مسلمانان را مىخواهند و مايلند همهى مسلمين عالم عزيز باشند. چه فايدهيى دارد كه در داخل جامعهى اسلامى، مسلمانان از مذاهب مختلف، روبهروى هم بايستند و به همديگر ضربه بزنند؛ از آن طرف هم دشمن بيايد، هر دوى اينها را محاصره كند، سرشان را به هم بكوبد و خودش بنشيند، تماشا و استفاده بكند؟ اين، خوب است؟ اتحاد، اصل اساسى هميشگى ماست( پ 6)مسألهى دوم هم دربارهى اصل اساسى هميشگى ماست كه عبارت از اتحاد كلمه، وحدت جهت، هماهنگى و التيام نيروها در خط مقدسى است كه اسلام و مبين حقيقى اسلام و مرشد اين امت و اين نسل - يعنى امام بزرگوارمان - ترسيم كرده است. اتحاد، افق ديد مسلمان را گسترش مىدهد( پ 14)تقويت اين احساس در فرد، كه وى عضوى از پيكر بزرگ امت است و هدايت درست آن، بايد بتواند بر همهى آن ترفندهاى تفرقهساز، غلبه كند؛ و ضمن اينكه هويت ملى و فرقهيى را در بخشهاى گوناگون امت اسلامى پاس مىدارد، از فوايدى كه در يكدلى و اتحاد است، همهى اين مجموعهى بزرگ را بهرهمند سازد و عزت و اقتدار و خير كثيرى را كه در يكپارچگى امت اسلامى نهفته است، شامل همهى اجزا و اعضاى آن كند. (پ 16)شناخت نمونه و نمايى از آن امت واحدة، به معنى گامى عملى در راه تحقق آن آرزوى بزرگ - يعنى اتحاد اسلامى - و در نهايت سر بركشيدن قدرت واحدهى اسلامى در ميدان سياست جهانى است. ديدن تودههاى عظيم حجگزار از نقاط گوناگون عالم، و با زبانها و رنگها و نژادهاى گوناگون، افق ديد مسلمان را گسترش مىدهد و از مرزهاى شخصى و قومى و ملى فراتر مىبرد، و وظيفهى اسلامى رفتار برادرانه، وى را با آنان به تعارف و همزبانى و همدلى مىكشاند، خبرهاى اختصاصى ملتها را به سراسر جهان اسلام مىبرد و توطئهى تبليغاتى دشمن را كه هميشه، و امروز بيش از هر زمان، دستاندركار قلب حقيقت و دروغسازى و شايعهپراكنى است، خنثى مىكند و فاصلههاى مكانى و زبانى و پندارى را از ميان برمىدارد. با تبيين موفقيت يك ملت، در دل ملتهاى ديگر، اميد مىدمد و با تشريح تجربهى يك كشور، كشورى ديگر را مجرب مىسازد. احساس انزوا و تنهايى را از افراد و ملتها مىزدايد و ابهت دشمن را در چشم آنان مىشكند، مصيبتهاى بزرگ يك كشور را براى ديگران شرح مىدهد و آنان را به فكر علاج آن مىافكند. نقاط درخشان در وصیت نامه امام خمینی(ره)( پ 14)من به شما فقط مىخواهم اين نكته را تأكيد و تكرار كنم؛ مىخواهم بگويم: اى مردم عزيز آمل! اى مردم شريف مازندران و اى همهى ملت بزرگ ايران! كشور شما كشورى است كه خداى متعال آن را از نعم مادى و معنوى، سرشار كرده است. استعدادهاى اين كشور، استعدادهاى اين آب و خاك و اين فرهنگ و اين تاريخ، به شماره نمىآيد! شما مىتوانيد و شايستهى آن هستيد كه ملتى باشيد كه ملتهاى ديگر از شما الگو بگيرند. در دوران حكومت طاغوتها، موانعى بر سر راه رشد و شكوفايى اين استعدادها و پيمودن اين راه وجود داشت؛ انقلاب عظيم شما مردم آمد و اين موانع را برداشت. اسلام عزيز با نورافكنهاى قوى آيات قرآنى، راه را روشن كرده است و شما در اين راه، به حركت درآمدهايد و گامهاى بلندى برداشتهايد. دشمنانى هم در كمين شما هستند. اگر بخواهيد مىتوانيد اين راه را طى كنيد؛ همچنان كه تاكنون خواستهايد و بحمدالله توانستهايد. اگر بخواهيد اين راه را طى كنيد، شرط اساسى اين است كه اولا وحدت كلمهى خودتان را حفظ كنيد. ثانيا از راهنمايى اسلام و قرآن، يك لحظه جدا نشويد. امام عزيز بزرگوار ما به رهنمودهاى زمان حيات خود اكتفا نكرد؛ بلكه بعد از رفتن هم اين وصيتنامهى گرانبها را گذاشته است. عزيزان من! اگر شما به وصيتنامهى امام نگاه كنيد - من به شما جوانان توصيه مىكنم كه مخصوصا به اين وصيتنامه مراجعه و مكرر نگاه كنيد - خواهيد ديد كه از اول تا آخر آن دو نقطهى درخشان وجود دارد و آن دو نقطه اين است: اول تمسك به اسلام و ارزشها و قيم اسلامى و استفاده از راهنماييهاى اسلام كه شما را به سعادت مىرساند و راه را نشان مىدهد و دوم اتحاد و اتفاق.( پ 9) و اما راجع به مسألهى وحدت مسلمين و هفتهى وحدت بايد بگويم كه اگر وحدت و نزديكى فرق اسلامى چيزى است كه در خدمت اسلام مىباشد و اگر قبول داريم كه اتحاد مسلمين به حال مسلمين مفيد است و در جهت عظمت اسلام مىباشد، يقينا بايد معتقد باشيم كه از سوى دشمنان اسلام، سختترين تلاشها و پيچيدهترين توطئهها، عليه اين وحدت و اتحاد در جريان است. اين دو از هم غيرقابل انفكاك است. امروز، هر چيزى كه براى اسلام نافعتر است، از نظر دشمنان اسلام مبغوضتر مىباشد. امروز، هر چيزى كه بيشتر در جهت عظمت اسلام باشد، بيشتر هم مورد تهاجم دشمنان اسلام است. اين، يك معادلهى قطعى است.(پ 11)هر كارى كه امروز در خدمت اسلام است، مورد نقمت دشمنان اسلام مىباشد. وحدت ميان مسلمين، يكى از مصاديق اين قاعدهى كلى است. اگر حقيقتا لازم است كه مسلمين عالم با يكديگر اتحاد پيدا بكنند و اگر اين اتحاد به حال اسلام و مسلمين مفيد است - كه ظاهرا در نظر عقلا و مصلحان عالم اسلام، جاى شكى در اين حرف نيست - پس بايد مطمئن بود كه امروز توطئهى دشمن عليه اين وحدت، از هميشه بيشتر است. (پ 18)ما در مسألهى وحدت، جدى هستيم. ما اتحاد مسلمين را هم معنا كردهايم. اتحاد مسلمين، به معناى انصراف مسلمين و فرق گوناگون از عقايد خاص كلامى و فقهى خودشان نيست؛ بلكه اتحاد مسلمين به دو معناى ديگر است كه هر دوى آن بايد تأمين بشود: اول اينكه فرق گوناگون اسلامى (فرق سنى و فرق شيعه) - كه هر كدام فرق مختلف كلامى و فقهى دارند - حقيقتا در مقابله با دشمنان اسلام، همدلى و همدستى و همكارى و همفكرى كنند. دوم اينكه فرق گوناگون مسلمين سعى كنند خودشان را به يكديگر نزديك كنند و تفاهم ايجاد نمايند و مذاهب فقهى را با هم مقايسه و منطبق كنند. بسيارى از فتاواى فقها و علما هست كه اگر مورد بحث فقهى عالمانه قرار بگيرد، ممكن است با مختصر تغييرى، فتاواى دو مذهب به هم نزديك شود. اتحاد، عاملی که ترساننده دشمن است ( پ 16) نكتهى بعدى اين است كه نگذاريد در جامعهى صنفى و در مجموعهى اصناف كشور، به بهانههاى مختلف ايجاد شقاق و اختلاف بشود. اصناف هميشه يك مجموعهى يكپارچه بودهاند؛ براى خدا باز هم باشيد. امروز آن چيزى كه دشمن را مىترساند، اتحاد ملت ايران است. اين خونخواران جهانى، بيشتر از همه چيز از اتحاد شما مردم مىترسند. اگر نمىتوانند با يك ملت روبهرو بشوند، بر اثر اين نيست كه نمىخواهند روبهرو بشوند؛ نه، از وحدت و شجاعت و ايمان آن ملت مىترسند؛ والا استعمار جهانى و استكبار نشان دادهاند كه از جنايت باكى ندارند. دشمن، اتحاد مردم را هدف گرفته است( پ 32) همبستگى و اتحادتان را حفظ كنيد. دشمن، اتحاد مردم را هدف گرفته است. دشمن، سادهلوحانه به نفوذىها و مزدوران خود در ميان مردم دل بسته؛ اين يك خيال خام و واهى است. امروز امريكايىها هدفهاى خود را آشكار بيان مىكنند؛ اين هم يكى از نكبتهاى خدا براى مستكبران است. مىگويند ما در ايران به كسانى كه به اهداف امريكايىها كمك كنند، كمك مالى مىكنيم. اينها ملت ما را نشناختهاند؛ لذا صريحا سخن از اين مىگويند كه ما مىخواهيم در داخل ايران با پول، معارض و - به قول خودشان - اپوزيسيون درست كنيم. همه بايد بدانند؛ كسى كه با پول امريكا و با حمايت دولتمردان امريكا بخواهد براى منافع امريكا كار كند و قيافهى اپوزيسيون به خودش بگيرد، در چشم ملت ايران منفورترين انسان است. همهى ملت ايران، بخصوص نخبگان، جوانان، دانشجويان و كسانىكه حوزهى تأثيرى فراتر از حول و حوش خودشان دارند، بدانند امروز علاج همهى مشكلات اين كشور، همبستگى و مشاركت عمومى است. ناكامى دشمنان شما به خاطر اتحاد شماست( پ 60) از روز اول، استهزا، دشمنى، تبليغات، ضربه زدن و توطئه كردن آنها - انواع و اقسام توطئهها - شروع شده است. هر كار هم توانستند كردند. من مكرر گفتهام كه مستكبرين عالم، نمىتوانند منتى بر سر ملت ايران داشته باشند كه بگويند ما فلان كار را نكرديم؛ فلان ضربه را به شما نزديم؛ چون هر كار مىتوانستند كردند! هر كار كه نكردند، به بركت اتحاد شما ملت ايران، نمىتوانستند بكنند!(پ 61)عزيزان من! ناكامى دشمنان شما به خاطر اتحاد شما بوده است. به خاطر ملت يكپارچه، متحد، دست در دست هم و حاضر در صحنه و پشت مسؤولين دستاندركار كارهاى بزرگ كشور بوده است كه نتوانستند كارى بكنند. فشار عمدهى دشمن براى اين است كه لشكر انقلاب را از انقلاب جدا كند. هر حركتى كه بتوانند بكنند، مىكنند تا شايد بتوانند لشكر انقلاب - يعنى ملت - را از انقلاب جدا كنند. تبليغات مىكنند تا اينكه مردم را دلسرد و از انقلاب جدا كنند. محاصره اقتصادى مىكنند، براى اينكه شايد بتوانند وضع اقتصادى كشور را خراب و بحرانى كنند و مردم را دلسرد و از انقلاب جدا كنند. پ 9) از سالها قبل از انقلاب كه اين حرف به صورت رقيقى گفته مىشد، دستگاههاى وابسته به استكبار جهانى، با آن مخالفت كردند. از وقتى كه انقلاب اسلامى پيروز شد، مستكبران عالم فهميدند كه اگر اين حرف - يعنى اتحاد مسلمين - پا بگيرد، مسلمانان به پايگاه و مركز و كانون و امالقراى اسلام - يعنى ايران اسلامى - متوجه خواهند شد. لذا از اول پيروزى انقلاب، پولهاى زيادى از طرف دولتهاى مرتجع و وابستگان به استكبار، براى ايجاد اختلاف خرج مىشود. در كشورهاى مختلف، اعم از كشورهاى عربى يا اردوزبان و يا حتى در خود كشور اسلامى، به طرق نامرئى و با دستهاى پنهان، مىخواهند نگذارند اين وحدتى كه پيام انقلاب و اسلام است، پا بگيرد. ما مىگوييم اين وحدت را بايد مهم شمرد. حرف ما اين است .(پ 22)وحدت را مهم بشماريد و هفتهى وحدت را يك هفتهى حقيقتا پر محتوا و پر مغز قرار بدهيد. در امور ديگر هم، ما اين مسألهى وحدت را مورد تأييد و بهعنوان يك اصل اسلامى و انقلابى، مورد تأكيد قرار مىدهيم. وقتى مىگوييم بين برادران شيعه و سنى و مذاهب مختلف اسلامى، براى هدفهاى اسلامى اتحاد باشد، پس به طريق اولى، قشرهاى مختلف مردم فداكار و مبارز ايران، اهل هر شهر و استانى، متكلمان با هر زبان و لهجهيى هستند، موظفند وحدت را حفظ كنند.
|+| نوشته شده توسط سعید و عماد در سه شنبه دهم مهر 1386 ساعت 22:47
|